ایوان

ایوان مرا دارد

کورمگسان، حباب تنگستن را بدنام می کنند

هر تشبیهی پنجره ای را ماند، رو به پنجره ها

ایوان مرا دارد

و من ایوان را ندارم

از اتاق می آیی و چانه ات به تنورِ سردِ سرم می نشیند

سر سکه ی سیم چانه نمی زنم

بی انتها بها داده ام که بهانه یابم

هر تشبیهی انهدامی را ماند، چون جفت در بی وفایی رحِم ها

آسمان ستاره ها دارد

ایوان مرا دارد

و من ایوان را ندارم

سردمداری صدای سرود سیمان ها بر تار شکسته شب، بر پود هراسان سکوت

هر تشبیهی دریاچه ای را ماند، سنگربان سقوط سنگ ها

ماه آسمان را دارد

ماهیِ فراموشی، چهره حضور آب را با رنگ ستاره ها نقاب میزند

هر تشبیهی جنایتی را ماند، جمع قاتل و مقتول به جمع خاک نشین ها

ماه آسمان را دارد

آسمانم ماه را ندارد

صبح به سفر معنا داده است




/ 0 نظر / 6 بازدید